شجاع
252
أنيس الناس ( فارسى )
عضوهاى شخص درخور يكديگر و مناسب هم باشد . پس بايد كه آن را اختيار كنى كه بلندقامت ، كشيدهگردن ، سياه مژه ، شهلاچشم ، محرابابرو ، گشادهپيشانى ، ماليدهزنخدان ، كشيده بينى ، باريكميان ، سرخلب ، سفيددندان ، و هموار و نرماندام بود . و هرغلامى كه چنين بود لطيفطبع و خوشخوى و وفادار باشد و معاشرت را شايد . علامت غلامى كه رشيد و روزبه بود آنكه راستقامت و معتدل رنگ ، پهن كف و گشادهميان انگشتان ، پيشانىپهن ، گشادهروى بىخندهء خندهناك باشد . چنين غلام براى علم آموختن ، و ترتيب امور خانه به او تفويض نمودن و در كاتبى و خازنيش معتمد داشتن نيكو بود و در جميع اشغال موثوق . علامت غلامى كه قابل ملاهى و موسيقى بود آنكه كمگوشت و نرم اندام ، باريك و بلندانگشتان باشد . و بپرهيز از آنكه رخسار او را گوشت بسيار بود . چه هيچ نتواند آموخت و كودنى « 1 » لازم او . امّا غلامى كه نرمكف و گشادهميان انگشتان ، روشنچهره و تنك پوست ، مويش معتدل بين السّواد و الحمره ، شهلاچشم ، كف پا هموار بود هرپيشهء دقيق كه ارشادش كنى به احسن حالات و اسرع اوقات ياد گيرد . علامت غلامى كه لايق سپاهيگرى و سلاحدارى باشد آنكه سطبر موى و تمامقد ، قوىتركيب و سختگوشت ، سطبراستخوان ، رگ و پى
--> ( 1 ) - اصل : كودنت .